احمد مجد الاسلام كرمانى
107
سفرنامه كلات ( فارسى )
دوغ كنيم ، و فورا اجرا كرديم و هنوز چند لقمه زيادتر نخورده بوديم كه دو عدد درشگه و يكعدد گارى از شهر رسيد و حكمى آوردند كه بعضى سوارها مالهاى ديگران را برداشته به شهر بروند ما را هم فورا با درشكه روانه خراسان و سوارها در گارى نشسته با ما بيايند و ما تا دوسه لقمه بقيه نهار خود را ميخورديم آنها كه رفتنى به شهر بودند سوار شدند و مالهاى زيادى را يدك گرفته و رفتند و منحصر شد به ده نفر سوار و يك نفر سرهنگ ، اسمعيل خان و يك نفر نايب ، تيمور خان و بلافاصله اسب بستند و ما را امر بسوارى كردند . از خاتونآباد تا شريفآباد دو فرسخ راه است و شريفآباد هم جزو بلوك ورامين است و بلوك ورامين خيلى آباد و حاصلخيز است و در واقع نان طهران از ورامين اداره مىشود ، آب آنجا اغلب از رودخانه جاجرود است و قنات هم دارد ولى هوايش خيلى گرم است و مخصوصا هنگام حركت ما از خاتونآباد نيم ساعت به ظهر مانده بود و تمام مسافت دو فرسخ در اراضى ريگستان و بشدت هوا گرم بود آفتاب هم از جلو ما تابش داشت و تمام درشكه را گرفته بود . ما هم كه چتر همراه نداشتيم ، مجملا ميسوختيم و ميساختيم تا آنكه رسيديم بشريفآباد منزلگاه شريفآباد دو قطعه باغ مشجر است روبروى يكديگر و در خارج باغ هم قهوهخانهايست در اينجا اسب عوض مينمايند ماها از شدت گرما بجان رسيده بوديم وقتى بباغ رسيديم مثل كسى كه از جهنم يك مرتبه مرخص و وارد بهشت شود در كنار نهريكه از وسط باغ عبور ميكرد و در زير سايه درختان خيال آرميدن داشتيم و شخص معممى كه زوار بود در مقابل ما در ايوانى منزل داشت و سماور و بساط چاى و قليانش در جلوش چيده بود ما را ديد و مشغول تعارف شد پسر شيخ احمد محرر قديم آقاى آقا سيد عبد اللّه مجتهد كه در اين تاريخ نديم آصف الدوله حكمران خراسان است در آنجا ملاقات شد از او پرسيديم كجا ميرويد ؟ جواب داد از خراسان ميآيم و همشيره را به شوهر ميبرم و در باغ روبرو منزل داريم . شما بكجا ميرويد ؟ گفتيم ما هم بارض اقدس مشرف